ولنتاین بنفش

اینروزها رانندگی که می کنم چشمم به این ویترین مغازه ها است

اصلا هم از این سرما وگل و شل غر نمی زنم

راه که می روم همه اش این سگهای قرمز بهم چشمک می زنند

و منهم از این روزهای بلند زمستونی خسته نمی شم

خرید که می کنم این قلب های قرمز میان جلوی چشمام

و کسل این روزهای آروم و بی سر وصدا نمی شم

مرتب دارم این شمع های قرمز را دید می زنم

و سیب قرمز م رو گاز می زنم

تمام روز رو دارم به کوسن های قرمز فکر می کنم

به خدا تقصیر من نیست!

این خرس های قرمز جوراب های قرمز و پیپ قرمز

و شالگردن های قرمز و آبنبات های قرمز و دستکش های قرمز

منو از راه به در می کنند!

مثل گربه ای که سیبلیش رو کندن تعادلم رو از دست می دم و

پرت می شم تو مغازه

به خدا اگه ولنتاین بنفش بود !!!

من عین آدم صبح رانندگیم رو می کردم می رفتم  سر کار  و  عصر هم

عین بچه آدم سرمو می انداختم پایین و می آمدم خونه و عمرا  پولهام

خرج این جینگیل های قرمز نمی شد و الان به قول مامان بزرگم به جای

این آشغالها یک تکه طلا خریده بودم !

این نوشته مخاطبین خاص دارد

این نوشته جوابیه ایست برای دوستانی که میگن برو نوشته هات رو چاپ کن!
فکر کنید من تصمیم بگیرم که این خطخطی ها رو چاپ کنم!
من : سلام آقای ارشاد
آقای ارشاد : سلام علیکم
من :ببخشید من برای چاپ کتابم آمدم
آقای ارشاد : یک نسخه از کتاب روبگذارید بماند
هفته دیگه برای پیگیری تشریف بیاورید
 
یک هفته بعد
من: سلام من هفته پیش کتاب من یک انسان مدرن هستم را دادم بهتون
می خواستم ببینم نتیجه چی شد ؟
آقای ارشاد :بعله خانم این کتاب کلی اشکال داره انشاءاله بعد از تصحیح بهتون مجوز چاپ
می دهیم
من: می شه اشکال ها رو بفرمایید؟
آقای ارشاد : بعله ! همین اسم کتاب !
باید بشود من یک انسان سنتی هستم !
چه معنی دارد که انسان به سنن و آدای اسلامی پایبند نباشد؟!
من: نه منظورم این نبوده .............
آقای ارشاد : ببینید خانم من اشکال ها رو می گویم خواستید اصلاح کنید مجوز بگیرید
نخواستید به سلامت
من : بفرمائید
به خاطره همین ما پوشیدن جوراب رنگی رو آن سال ها درمدارس ممنوع کرده بودیم
شما با دیدن رنگ برگ های پاییز عاشق می شدید اگر می گذاشتیم جوراب رنگی
بپوشید چه کار می کردید ؟ !!
من :.......................
آقای ارشاد : در این قسمت دلم می خواهد موقع مریضی کسی دعوام کنه بگه شلوارک پوشیدنت چیه !شلوارک را بکنید شلوار . شلوارک نشانه بارز تبرج است
من : آقای ارشاد اونوقت بنویسم موقع مریضی کسی دعوام کنه که شلوار پوشیدنت چیه ؟ به قول شما !استغفراله
این پشوند و پیشوند ها را به طال . عال . غال تغییر دهید!
تازه ما این ژسون ها را به ثبت احوال می فرستیم تا ببینیم مورد قبول آنها هم واقع می شود یا نه!
این کار خودش ۱ ماه زمان می برد ! 
من :خودم برم دنبالش زودتر نمی شه؟
آقای ارشاد :
مگر شما توسط دعای توسل با خدای خود گفتگو نمی کنید ؟
پس این قسمت را خذف کنید .
چه معنی دارد با خدای تبارک و تعالی انقدر خودمانی باشید!
من :................
آقای ارشاد :yalda party ودکا؟
شما همین جا به ۱۰ سال حبس محکوم می شوید مگر این که بگویید خانه کی بودید
من :......................
آقای ارشاد : در این قسمت که نوشته اید : 
شما به چه وسیله ای به ارکات راه پیدا می کنید؟
من:........................
آقای ارشاد : اگر از گناه شما در آخرین پنجشنبه شهریور 85 و تو وتکیلا چقدر مزه دادو ماتیک قرمز و سیب زمینی و خزرشهر چقدر مزه داد.صرفنظر کنیم می شود که تکیلا رو به شربت نعنا با گلاب تغییر دهید !
آقای ارشاد : دلم یک صحبت نصفه شب می خواد یعنی چه ؟نه می خواهم بدونم مگه شما پدر مادر ندارید؟
من :.....................
آقای ارشاد :باز هم تابستون و کرم ضد آفتاب و زیتون و قهوه همه اش دلالت بر ایجاد عمل مکروه
می کند!!!
آقای ارشاد : تعهد هم دادی ؟ پس سابقه دار هم هستی !
آقای ارشاد :قول نمی دهم عاشق نشوم حکایت از فعل حرام دارد حذف شود !!!
صدا قطع و وصل می شه خوب آنتن نمی ده می گم دوربزن
خانه دوست اینجاست
آسمان مکثی کرد
دو قدم مانده به گل
گفت یعنی just friendباشیم ؟!!!
اول که نام سهراب را تبدیل به نام یک خانم می کنید
من : ببخشید ................  منظورم سهراب سپهری بوده
آقای ارشاد : هر کی منظورت بوده من که نگفتم فامیلش چیه گفتم نامحرمه!
این لغت خارجی جاست فرند رو معنیش رو می نویسی
استفاده از لغت خارجی وسط متن فارسی ؟
من : آخه این مصطلح است من می خواستم بگم ............
آقای ارشاد : دیگه دلیل آوردن بسه!
کتابت رو بردار ببر خدا رو شکر کن که محکوم به حبس و زندان و ... نشدید!!
 دیگه هم این طرف ها پیدات نشه

همین رو می خواستین نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پ ن
دوستان عزیزم می دونم که به من لطف دارید و نوشته های من در حد چاپ نیست
فقط این تعارف شما سوژه ای شد برای نوشتن این پست !
پ ن 2
کسانی که نوشته های قبلی من را خوانده باشند، از این پست
سر در می آورند!

 
 
(2)ادامه قبل!!!
من مسئولیت قطع برق، آب، رو در سراسر کشور برعهده می گیرم!
عامل اصلی جمع شدن نفت از سرسفره مردم ایران من هستم
چون از بویش خوشم نمی آمد !
بحران پودر لباسشویی رو من طراحی کردم...
راستش را بخواهید چند روز پیش که میز را جا به جا می کردم اشتباهی
روی لوله لاستیکی گاز گذاشتم و بخاطر همین فشار گاز کم و در شمال کشور
 قطع شد!
نقشه ترور بی نظیر بوتو را من طراحی کردم...
چند وقت پیش که رفتم از فریزر چیزی بردارم درش باز موند و این جبهه هوای
 سرد آمد!
عامل 99% مرگ و میر جاده ای من هستم (اون 1% دیگه به خودشون و رانندگیشون مربوطه!) چون عزرائیل قبلش با من هماهنگ می کنه
صد درصد قاط زدن یاهو 360 تقصیر من است چون من و آقای یاهو با هم کل کل داریم !
و آقای یاهو گفت که حالا که اینطور است خشک و تر با هم بسوزند
من همینطور که ماکارونی ام رو آبکش می کنم و مایه ماکارونیم رو هم می زنم
در سرم فکر کمک !به شهرام می گذرد(جزایری رو می گم)
من با قاتلان زنجیره ای در بچگی عمو زنجیرباف بازی می کردم!
پدرم با بن لادن رفیق فابریک است !
اگر خیال آن دوستان عزیز راحت شد
من برم و تا لیوان چای بهارنارنج گرمم تبدیل به آیس تی نشده آن را سربکشم و منتظر
آمدن این جعبه های قرمز براق پشت ویترین ها بشم و به شکلات قلبی های
 تلخ فکر کنم که با یک فنجان شیرکاکائو چقدر می چسبه ...
اینجا آخر دنیا نیست ...
 
 

بنا به درخواست خواننده هایی که از نوشته های من انتقاد کردند

 گفتند تو رئال نمی نویسی،خیلی خوشی و تو یک مرفه بی دردی :

اول یکی چراغا رو خاموش کنه این شمع ها رو روشن کنه

تا من شروع کنم

حالا چشماتون رو ببندین تا باهم بریم

آخه من بیچاره ام بدبختم 

دلاتون بسوزه جیگرتون آتیش بگیره

مردم شمال کشور بی گاز موندند تو سوپ جو می خوری ؟ خوب کوفت بخوری

این بیچاره های از سرما شکل لبو شده رو کنار خیابون نمی بینی و می ری کافی شاپ

قهوه می خوری ؟ خوب درد بخوری

دست های  سینه زنی بالا  شله شله

می خوام ببینم دلاتون با منه یا نه؟

یکی پاشه خرما بگردونه یکی پاشه حلوا بچرخونه

مردم نون ندارند بخورند تو می گی رستوران بزنم ؟

مردم از سرما شکل لبو شدند تو از عاشقی ؟

از روز محشر نمی ترسی  می ری تاپ نارنجی می خری ؟

دست های  سینه زنی بالا  شله شله

من چکمه ندارم بپوشم اینا رو به کی بگم ؟

سکه گرون شده  این رو دیگه  آخه به کی بگم ؟

این اشک ها رو می بینید ؟ از عاشقی نیست ها از بدبختیه

 

صدای گریه ها چرا نمی یاد؟

دست های  سینه زنی بالا  شله شله

گاز صادر می شه تو می ری می شینی 90 می بینی ؟

من از زندگیم ناراضیم

 می خوام خودکشی کنم

 آخه آنفولانزای مرغی رو چی کار کنیم

دم بگیرید همه با هم همه

صدای گریه هاتون چرا کمه ؟

تو این فضا پر از غمه

دست های  سینه زنی بالا  شله شله

لوکا بوناچیچ داره می ره امارات بیچاره سپاهان خدا هیچکی رو بی سایه سر نکنه

من مردم از بس این زمستون مریض شدم

اختلاف طبقاتی رو چی کار کنیم

بارندگی رو بگو دوباره از 5 شنبه شرو ع می شه

خدا بهمون صبر بده

دست های  سینه زنی بالا  شله شله

من می خوام خودکشی کنم ( چند بار باید بگم خوب بیاین جلوی منو بگیرید )

صدای گریه ها کمه

نمی بینید عزا عزاست امروز

بنزین نوروز هم نمی خوان بدن ایشالا غم آخرمون باشه ...

دست های  سینه زنی بالا  شله شله

 پس این خرما ها چی شد ؟ خوردین ؟ خوب کوفت بخورین !

 

 

دوستان عزیز اینجا سایت خبری سیاسی علمی فرهنگی نیست!

اصولا ما ایرانی ها از خواندن بدبختی همدیگه خوشحال میشیم !

به قول یکی از همین دوستان منتقد که می گفت اگر از بدبختی بنویسی ,کلی مخاطب پیدا می کنی!!!

معذرت می خوام که کلا آدم + هستم و اهل غر و ناله نیستم...

ببخشید که نمی توانم خوشحالتون کنم...

این جا یک خط خطی های شخصی جاست فور فان  است!!!

پس لطفا احساساتی نشوید و با کامنت و افلاین و مسیج و میل و ......

جبهه گیری نکنید!!!