این انتخابات دوست داشتنی
![]()
مارياي عزيزم
كه روزي 100 بار زنگ مي زني و ايميل و پيغام مي دي و مي پرسي كه
اينجا چه خبره
و مي خواهي كه راجع به انتخابات بگم و بنويسم
مي دانم كه دوري و داري ديوانه مي شوي
كه اينجا چه اتفاقها داره مي افته و تو نيستي و خودت
و توي هيچ كدومش سهيم نمي دوني
انگار تو بايد يك دادي بكشي و يك راهي بروي تا اين كشور، كشور تو حساب شود
مي داني امروز تواين پياده رو هاي رنگي رنگي وليعصر دوست داشتني
كه راه مي رفتم ، فكر مي كردم براي تو چه بنويسم
بنويسم كه اين روزها همه چي فرق مي كنه
بنويسم كه شهر مهربون شده
زندگي رنگي شده
دنيا كوچك شده
توي دوربين ها همه اش عكس هاي رنگي ثبت مي شه
از تلويزيون و راديو آهنگ هايي پخش مي شه كه ته دلت غنج مي ره
اين روزها هر ساعت فكر مي كني توي خيابون دارند عروس مي برند
مردم راجع به قاليچه ابريشمي گل بهي اون يكي و3 رديف مرواريد سفيد
عربي اين يكي حرف نمي زنند
روابط بين انسانها فرق كرده
مردم از هميشه ي زندگي انگار خوشحال ترند
خانواده ها هرشب بهانه اي دارند براي باهم تلويزيون ديدن
مردم همه با هم حرف مي زنند
دست هم رو مي گيرند
مي خندند
انگارهمديگر رو مي شناسن
بهانه اي براي فرستادن روزي 46 تا اس ام اس دارند
از هيجان لپ ها همه گلي شده
مارياي عزيزم باورت نمي شه كه چقدر سايه و لاك سبز اين روزها فروش رفته
تو خيابون ها محل كار رستوران تاكسي همه بهانه هايي براي حرف زدن با هم دارند
مي داني ماريا چه بخواي چه نخواي هم فرو مي ري توي جو رنگي
حتي اگر وانمود كني غرق كاري و زندگي هستی و وقت نداری
بازهم تو رو مي كشه به طرف خودش و چشم باز مي كني مي بيني
تو موج رنگي شدي وداري مي چرخي
خوشحالم كه مردمم روزهاي پر شور و هيجاني رو تجربه مي كنند
خوشحالم كه بعدها به بهانه ي تعريف اين خاطره ها چه چايي هايي
مزه مزه مي شود چه قهوه هايي خورده مي شود. چه چشماني برق مي زند
كاشكي مرتب انتخابات بشود...