آخرین پنجشنبه شهریور 85

 

آخرین پنجشنبه شهریور 85 و تو وتکیلا چقدر مزه داد!

خزرشهر و ماتیک قرمز و سیب زمینی چقدر مزه داد!

شاگرد شوفر بودن ومیرزا قاسمی و سرعت 170چقدر مزه داد!

مستی و جت اسکی مشکی و  خانه دریا چقدرمزه داد!

سوتی تو ودریای آرام و بادام زمینی چقدر مزه داد!
 
سودا و دریاکنار و آفتاب داغ چقدر مزه داد!
 
شانس خوب تو و آبجو و گیرهای من چقدر مزه داد!

هفته آخر

 اینکه تابستون رو دوست ندارم ولی این ماه آخر یعنی شهریور رو  خیلی دوست دارم
نمی دونم...
 شاید به خاطر اینکه خیلی اتفاقات خوب زندگیم تو شهریور افتاده
 شاید به خاطر اینکه وصل میشه به ماه مهر
 شاید به خاطر اینکه نوید پاییز رو می ده
 شاید به خاطر اینکه سر و کله اناردیگه کم کم پیدا می شه
 شاید به خاطر هفته آخر و شمالش!
 شاید به خاطر باد ها و برگ های پاییزی که توی خیابون ریخته می شه
 شاید به خاطر حراج های آخر فصلش
 شاید به خاطر بوی نمش
 شاید به خاطردرآوردن لباسهای زمستونی
 شایدم به خاطر ....
 

از سفر

 
 
 
دلم جای تمییز و سر سبز نمی خواد دلم تهران پردود می خواد
 دلم خورش قیمه وکوکو سبزی تو رو می خواد KFC , PIZZA Hutدلم نمی خواد
دلم جای خلوت نمی خواد دلم ترافیک می خوادشلوغی و هم همه می خواد
دلم میوه خوشگل نمی خواد دلم میوه خوشمزه می خواد
دلم کله بور و چشم ریز نمی خواد دلم کله سیاه و چشم درشت  می خواد
دلم تخت با ملحفه سفید نمی خواد دلم تخت با ملحفه قرمز می خواد
  دلم چای با طعم هل می خوادcoffee دلم نمی خواد
دلم دیسکو نمی خواد دلم یک ناهار 2 نفره می خواد
دلم بغل می خواد
دلم یک صدای آشنا می خواد
دلم یک صحبت نصفه شب می خواد
دلم فقط تو رو می خواد اونها رو نمی خواد!