عنوان ندارد یا حالی برای درآوردن عنوان نمانده
عنوان ندارد یا حالی برای درآوردن عنوان نمانده
يادته من تا 10 روز پيش داشتم آهنگ هاي ساسي مانكن رو تحليل مي كردم؟
حالا حالم از هرچي آهنگ بهم مي خوره
يادته از صبح كه پا مي شدم پراز انرژي 56 تا كار توي برنامه ام بود وهمه رو هم
انجام مي دادم ؟ حالا صبح كه مي رم سركار كلافه ام
يادته سعي مي كردم به همه روحيه بدم به دوستام برسم به مادربزرگ سربزنم
هواي اونو داشته باشم حواسم به اين باشه ؟حالا ديگه حواسم به خودمم نيست
يادته كه از ورزش كيف مي كردم با ذوق موقع رانندگي آواز مي خوندم ؟
با عشق گيتار مي زدم و با شوق آشپزي ؟ حالا حالم از همه شون بد مي شه
يادته به فيس بوك كه سر مي زدم چقدر به كوييز هاي چند تا بچه داري و
شبيه چه ميوه اي هستي تو مي خنديدم ؟ دنبال يه دوست قديمي مي گشتم؟
عكس هاي فلاني رو نگاه مي كردم ؟ براي تو كيس مي فرستادم؟
حالا اگر به فيس بوك سر مي زنم براي خوندن چند تا خبريه كه من شايد ازش جا موندم
يادته غمگين مي شدم مي رفتم لاك سرخابي مي خريدم با
تاپ نارنجي ؟حالا ديگه هيچي حالم رو خوب نمي كنه
يعني يكجوريم كه اصلا حالم از تاپ نارنجي بهم مي خوره
از همه كارهايي كه انجام مي دادم فقط خبر خوندم باقي مونده
اونهم عوض روزي 2و3 بار و4و5 تا روزنامه و سايت و چندين تا وبلاگ
شده روزي 34 بار و 143 روزنامه و سايت
حالم بده نمي فهمم چه جوريم يك جوريم
انگار يكي با كفش روي قلبم وايستاده
قهوه با شكلات هم حالم رو خوب نمي كنه
حتي از بوي بهارنارنج توي چايي دارم عق مي زنم
كلافه ام تو نمي فهمي چي مي گم
كاشكي فنجون قهوه ام رو برمي گردوندم و فالي مي گرفتم و تهش سفيد سفيد بود
از همه چي حرصم ميگيره
از عكس مهموني هاي تو از حرفها ي بي ربط اون از ايميل هاي نامربوط اين
حالا مي فهمم كه تو دل آدم رخت مي شورن يعني چه!
بعضي وقت ها اصلا يادم نمي ياد قبل از انتخابات ماها راجع به چی حرف می زدیم چیکارا
می کردیم چطور زندگی می کردیم