این نوشته مخاطبین خاص دارد
این نوشته جوابیه ایست برای دوستانی که میگن برو نوشته هات رو چاپ کن!
فکر کنید من تصمیم بگیرم که این خطخطی ها رو چاپ کنم!
من : سلام آقای ارشاد
آقای ارشاد : سلام علیکم
من :ببخشید من برای چاپ کتابم آمدم
آقای ارشاد : یک نسخه از کتاب روبگذارید بماند
هفته دیگه برای پیگیری تشریف بیاورید
یک هفته بعد
من: سلام من هفته پیش کتاب من یک انسان مدرن هستم را دادم بهتون
می خواستم ببینم نتیجه چی شد ؟
آقای ارشاد :بعله خانم این کتاب کلی اشکال داره انشاءاله بعد از تصحیح بهتون مجوز چاپ
می دهیم
من: می شه اشکال ها رو بفرمایید؟
آقای ارشاد : بعله ! همین اسم کتاب !
باید بشود من یک انسان سنتی هستم !
چه معنی دارد که انسان به سنن و آدای اسلامی پایبند نباشد؟!
من: نه منظورم این نبوده .............
آقای ارشاد : ببینید خانم من اشکال ها رو می گویم خواستید اصلاح کنید مجوز بگیرید
نخواستید به سلامت
من : بفرمائید
آقای ارشاد : شما هر پاییز با دو پنجره گوگوش عاشق می شدید ؟استغفراله
به خاطره همین ما پوشیدن جوراب رنگی رو آن سال ها درمدارس ممنوع کرده بودیم
شما با دیدن رنگ برگ های پاییز عاشق می شدید اگر می گذاشتیم جوراب رنگی
بپوشید چه کار می کردید ؟ !!
من :.......................
آقای ارشاد : در این قسمت دلم می خواهد موقع مریضی کسی دعوام کنه بگه شلوارک پوشیدنت چیه !شلوارک را بکنید شلوار . شلوارک نشانه بارز تبرج است
من : آقای ارشاد اونوقت بنویسم موقع مریضی کسی دعوام کنه که شلوار پوشیدنت چیه ؟ به قول شما !استغفراله
این پشوند و پیشوند ها را به طال . عال . غال تغییر دهید!
تازه ما این ژسون ها را به ثبت احوال می فرستیم تا ببینیم مورد قبول آنها هم واقع می شود یا نه!
این کار خودش ۱ ماه زمان می برد !
من :خودم برم دنبالش زودتر نمی شه؟
آقای ارشاد :
مگر شما توسط دعای توسل با خدای خود گفتگو نمی کنید ؟
پس این قسمت را خذف کنید .
چه معنی دارد با خدای تبارک و تعالی انقدر خودمانی باشید!
من :................
آقای ارشاد :yalda party ودکا؟
شما همین جا به ۱۰ سال حبس محکوم می شوید مگر این که بگویید خانه کی بودید
من :......................
آقای ارشاد : در این قسمت که نوشته اید :
شما به چه وسیله ای به ارکات راه پیدا می کنید؟
من:........................
آقای ارشاد : اگر از گناه شما در آخرین پنجشنبه شهریور 85 و تو وتکیلا چقدر مزه دادو ماتیک قرمز و سیب زمینی و خزرشهر چقدر مزه داد.صرفنظر کنیم می شود که تکیلا رو به شربت نعنا با گلاب تغییر دهید !
آقای ارشاد : دلم یک صحبت نصفه شب می خواد یعنی چه ؟نه می خواهم بدونم مگه شما پدر مادر ندارید؟
من :.....................
آقای ارشاد :باز هم تابستون و کرم ضد آفتاب و زیتون و قهوه همه اش دلالت بر ایجاد عمل مکروه
می کند!!!
آقای ارشاد : تعهد هم دادی ؟ پس سابقه دار هم هستی !
آقای ارشاد :قول نمی دهم عاشق نشوم حکایت از فعل حرام دارد حذف شود !!!
آقای ارشاد : درهی سهراب برو زیر پل ازاون دور بر گردون دور بزن
صدا قطع و وصل می شه خوب آنتن نمی ده می گم دوربزن
خانه دوست اینجاست
آسمان مکثی کرد
دو قدم مانده به گل
گفت یعنی just friendباشیم ؟!!!
اول که نام سهراب را تبدیل به نام یک خانم می کنید
من : ببخشید ................ منظورم سهراب سپهری بوده
آقای ارشاد : هر کی منظورت بوده من که نگفتم فامیلش چیه گفتم نامحرمه!
این لغت خارجی جاست فرند رو معنیش رو می نویسی
استفاده از لغت خارجی وسط متن فارسی ؟
من : آخه این مصطلح است من می خواستم بگم ............
آقای ارشاد : دیگه دلیل آوردن بسه!
کتابت رو بردار ببر خدا رو شکر کن که محکوم به حبس و زندان و ... نشدید!!
دیگه هم این طرف ها پیدات نشه
همین رو می خواستین نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پ ن
دوستان عزیزم می دونم که به من لطف دارید و نوشته های من در حد چاپ نیست
فقط این تعارف شما سوژه ای شد برای نوشتن این پست !
پ ن 2
کسانی که نوشته های قبلی من را خوانده باشند، از این پست
سر در می آورند!
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۸۶ ساعت توسط ام تی
|