مرجانه ساتراپی عزیز من از تو دعوت می کنم به ایران بیایی
مرجانه ساتراپی عزیز پرسپولیس قصه من هم بود
ولی نه همه زندگی من
قصه تو بخشی از زندگی من و دوستانم بوده
مرجان عزیز اگر مونده بودی ایران حتما می دیدی که چقدر همه چیز فرق کرده است
اونقدر فرق کرده که گرچه اونروزها از یادمان نمی رود
ولی کمرنگ یک گوشه ذهنمان بیصدا خاک می خورد
و شاید فقط اتفاقی مثل فیلم تو یا شاید تعریف خاطره ای برای خنده از همشاگردی قدیمی کمی اون رو پررنگ کنه
مرجان عزیز من از تو دعوت می کنم که به ایران بیایی
اگر الان بیایی مطمئنم که از اینهمه فرق جامعه اینروزها با اون سالها تعجب می کنی
وقتی قرارهای توی کافی شاپ ها را ببینی
مهمونی ها و استخر پارتی ها
خیریه ها ی شیک
قیافه دخترها و موهای پسرها
ماشین های گران قیمت
از دیدن شکلات ها و مواد غذائی متنوع
لباسها و کفش های مارک دار
رستورانهای متنوع و لوکس
خانه های زیبا با دکوراسیون مدرن
ظهر های جمعه نائب و البرز
از دیدن پینت بال و گلف بازی کردن ها
ماچ و بوسه های توی کوچه ها
خزرشهر و دریاکنار و خانه دریا رفتن ها
علنی لب ساحل مشروب خوردن ها
مانتوها و روسری ها
از دیدن عروسی های آنچنانی
و فیلم های سینمایی اینچنانی
ابروی دختران دبیرستانی
دی جی های کوچک و بزرگ
کلاسهای های رقص هیپ هاپ
شامپاین باز کردن ها
از بزن و برقص تورهای تنگه واشی
سی دی های جدید خارجی و ایرانی
پانسیون های مخصوص حیوانات
حتی از عقاید و طرز فکر مردم
می دانم که از دیدن همه اینها متعجب می شوی
مرجان عزیز کاش بیایی و ببینی که اینروزها اینجا دیگر سیاه و سفید مثل پرسپولیس تو نیست
اینروزها همه چیز رنگی است رنگ و وارنگ
همه جور و همه مدل
حتی آدم های قصه ما هم دیگر سیاه یا سفید نیستند