برعکس همیشه که می گویم نوشته های من  زنذگی خصوصی من نیست ،

این بار این نوشته کاملا "زندگی من"  است .

هیلدای عزیزم امروز داد می زدی عصبانی بودی و من ته دلم غنج می رفت ...

تو خیالم را راحت کردی ...

فهمیدم چقدر بزرگ شدی  وقتی که گفتی امروز با دوستانت

شکلات خریدی و توی دانشگاه پخش کردی

 بچه ها بهتون زل زدند  مسخره کردند یا بی تفاوت بودند،

عصبانی نباش مهم نیست باور کن  واکنش   آنها مهم نیست

ممنون که به انها فهموندی  اولین اسکار تاریخ ایران حداقل  از بازی استقلال و

پرسپولیس که مهمتر هست

 شاید بفهمند فقط بعد از مرگ کسی نباید عکسش را پشت شیشه زد

چندین دفعه بهت گفتم جامعه  فقط دوستان فیس بوک ما نیستند

اونجا همه چی عالیه همه روشنفکر و هماهنگ با هم قهوه می خورند

آواز می خونند  برای سرزمینشون  شادی می کنند  غمگین می شوند

 تلاش می کنند  ولی اینها اکثریت جامعه  ی ما نیستند

مرسی که با این کار سعی کردی یک گوشه کوچک را بگیری

مرسی که نمی گذاری  مردم عادتشون شه فقط زنده بمونند

تنها این جدایی نادر از سیمین نبود که اسکار گرفت،

زندگی و  فرهنگ  ما بود که اسکار گرفت.

دنیا دغدغه زندگی  ما مردم ایران رو دید و برایمان کف زد.

خوشحالم  که سالهای آینده می تونیم برای بچه ها و نوه هامون

با افتخار تعریف کنیم و از خوشحالی اشک بریزیم و 

کنار فیلم اشک ها و لبخندها  جدائی نادر از سیمین رو توی

آرشیومون داشته باشیم و برای هزارمین بار ببینیم 

 و دور هم کیک و چائی بخوریم  و غرق زندگی بشیم