تبليغاتX
Free Image Hosting at allyoucanupload.com کانال ام تی

کانال ام تی

 
درسته که دیگه بوی لباس هات هم از بین رفته
ولی حس با تو بودن توی خانه جاری است  
حس شادابی و سرزندگی و روحیه مقاومی که توی خونه است، از توست
ممنونم از همه چیز هائی که بهم یاد دادی
و
 متشکرم از همه کمک هات و راهنمائیهات در همه زندگیم حتی حالا
می دونم که یک فرشته دارم که  آن بالا مواظبمه
هرگز فراموشم نکن
:xروزت مبارک
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت   توسط ام تی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

  
دستم زیر چونه
بازی فینال رو تماشا می کنم
ایتالیا باید ببره
آخیش دیگه از 3 بار فوتبال دیدن در روز راحت می شویم!
زیدان پا به توپ جلو می ره
بی هویت یعنی تو بله تو که طرفدار هر تیمی می شی که شوهرت طرفدارشه!
خیلی قیافه اش خشنه!
توتی توپ را در اختیار داره
اونقدر ها هم خوشگل نیست!
تونی به توپ نمی رسه
یعنی 1 ماه از شروع بازی ها گذشت؟
بوفون توپ را می گیره
چه توپ طلائی قشنگی!
مالدوا خوب حرکت می کنه
سبز و سفید و قرمز عمودی باید برنده شه!
کارت قرمز برای زیدان
این دستهای خالکوبی شده چقدر زشت است!
دروازه بان ایتالیا از دروازه بیرون می آید
صندل طلائی هم چقدر به تابستون می آید!
لخظات حساس پنالتی
مسابقه آدیداس و پوما
و این فینال جام جهانی آلمان
یعنی 4 سال دیگه فینال جام جهانی آفریقای جنوی کجام؟
چی کار می کنم؟
به چی فکر می کنم؟
قرار ما 4 سال دیگه همین جا موقع فینال جام جهانی یادت نره؟!
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت   توسط ام تی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

باز هم تابستون آمد  و آفتاب و هندونه
باز هم تابستون آمد و هوس خریدن کفش سفید ودامن صورتی
باز هم تابستون آمد و شربت آلبالوی  مادر بزرگ و غرغر تو
باز هم تابستون آمد و میگون و ماهی قزل آلا
باز هم تابستون آمد و اون بلوز سفیده و این صندل آبیه که تو دوسش نداری!
باز هم تابستون آمد و هوس آب یخ و تن برنزه
باز هم تابستون آمد وماست و خیار و مسافرت شمال
باز هم تابستون آمد وخواب و روزهای بلند و شب بیداری های کوتاه
باز هم تابستون آمد وهوس خریدن روسری گلدار وتاپ قرمزو فالوده
باز هم تابستون آمد وعشق و تن داغ
باز هم تابستون آمد و لاک سفید و ماتیک نارنجی
باز هم تابستون آمد ومهمون های از فرنگ برگشته و پنکه سقفی
باز هم تابستون آمد و زیرانداز حصیری وآب طالبی
باز هم تابستون آمد و کرم ضد آفتاب و زیتون و قهوه و گوجه فرنگی
باز هم تابستون آمد و درخت توت خانه پدر بزرگ و یاد خاطرات بچه گی
باز هم تابستون آمد و لباس خواب توری سفید و رز های صورتی
باز هم تابستون آمد ودلم برای شب های کوتاه زمستان تنگ شد
 
+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1385ساعت   توسط ام تی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin