تبليغاتX
Free Image Hosting at allyoucanupload.com کانال ام تی

کانال ام تی

 
ای بگو تو مگه مرض داری  این همه استرس و نگرانی رو تحمل می کنی تا کاری برای کسی  انجام بدی که بعد اینجوری بهت بگن؟
 
برات تجربه نمی شه!؟
تو آدم نمی شی!
حقته غصه بخوری !
دفعه دیگه بگو نمی توانم!
جوری رفتار می کنی که بقیه فکر می کنند لطف می کنند کارهاشان را می دهند تو انجام بدی!
آخه من که می شناسمت تو درست بشو نیستی!دوست داشتن به جای خودش از خودت آنقدر مایه بگذار که بفهمند!
ای خدااااااااااااااااااا من که می دونم تو باز خر می شی!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت   توسط ام تی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

قلبم یکجوری می شه  منقبض می شه
ته دلم یک چیزهائی تو هم می پیچند
خوابم نمی ره
انگارمنتظرم
درسته؟
غلطه؟
به چی فکر می کنم؟
خسته ام....................
 
به دراز کشیدن زیر آفتاب داغ نیاز دارم
یک لیمو ترش یخ می خواهم  شاید هم توت فرنگی درشت
صدای موج دریا
یک بلوز سرخابی می خوام
آره لاک قرمز جیغ پاهام یادم نره
هوس فالوده حاجی نوروز کردم
یاس بنفش می خوام
راستی  پیتزا پپرونی چقدر کالری داره؟
یک جای دنج می خواهم
!می دونم همه اس تقصیره اونه
پاشو برو دیگه خسته ام کردی
ای بابا هر چی من هیچی نمی گم!!!!!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت   توسط ام تی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

امروز به پیشنهاد دوستان بعد از 9 سال رفتم جائی که سال های زیادی ازش خاطره داشتم
جائی که سال های زیادی به خاطرش برنامه های زندگیم رو تغییر داده بودم
جالب اینکه همه مون یاد آن دوران افتادیم گرچه خاطره هامون مشترک نبود ولی همه به همان سالها و همان مکان مربوط می شد
و جالبتر اینکه چقدر بعضی از خاطره ها شبیه هم بود!
همه آن دوران دوباره از جلوی چشمام رد می شد ...
یادم نمی آید چند بار جلومون رو کرفتند و نگذاشتند برویم بالا
یادم نمی آید چند دفعه سوار مینی بوس شدم و مینی بوس تجریش نرفت!
یادم نمی آید چند دفعه تعهد دادم آن کاپشن رو نپوشم یا روسریم رو دیگه بندازم روی کاپشنم!
روسری شالی مد شده نمی شه با روسری شالی بروید بالا روسری 4 گوش فقط!
دارید می خندید معلوم نیست چه خبره نمی شه بروید بالا!
کفش سفید نمی شه بروید بالا!
رنگ پوستت یکجوریه! نمی شه بروید بالا!
داری کیک می خوری؟ آها می خوای جلب توجه کنید برگردید پایین!
چرا مژه هات بلنده؟! برگرد پایین!
تعدادتون چرا زیاده برگردید پایین!
توی کوله ات آیینه است برگرد پایین!
یاد آن کله خر بازی ها! و پا شکستن ها ! ویخ شکن زیر گچ پا بستن ! و شیطنت ها و پرو بازی ها و دوستان خوب و بد همه به خیر!
احتمالا اگه اینها رو برای کسانی که الان با این ریخت و قیافه و اکیپی! می رفتند بالا تعریف می کردم فکر می کردند من از پیش طالبان آمدم!
چقدر دلم می خواهد با همان دوستان که الان هر کدومشان سر یک کاریند و یکیشون غیبش زده و یکی دیگه شون الان بین ما نیست:(
 بریم آن بالا و سوسیس تخم مرغ بخوریم  
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط ام تی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

خسته ام نیا تو می خواهم تنها باشم وارد حریم خصوصیم نشو بابا می خواهم حس کنم تنهام می خواهم کاری یواشکی انجام بدهم که کسی نفهمه بسه دیگه خسته ام  نمی خواهم دیگه مواظب باشم نمی خواهم مواظب حرف زدنم باشم دوست دارم هر چی می خواهم داد بزنم می فهمی ؟ می دونم که نمی فهمی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1385ساعت   توسط ام تی  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin